أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
99
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
شعشعهء جمالش ظلمتآباد آفاق را روبهروشنايى آورد و پادشاه تخت چهارم اقليم جهت انتقام كوتوال اين حصار نيلىفام تيغ بر ميان بست و قلعهدار بىمدار اين حصار به رسم گريز بر مركب هزيمت نشست سربازان لشكر دينپناه مستظهر به عون و نصرت إله ، خوابآلودگان در خواب مرگ غنوده قلعه را در ميان گرفتند فرمان قضا جريان نافذ شد كه لشكريان با اهل قلعه محاربه همدست شوند و به رسم مجادله و شيوهء مقاتله به جانب قلعه نروند و به تاراج اموال فرقه ياغى باغى اشتغال نمايند و مردمى كه در بيرون حصارند اگر به قدوم محاربه پيش آيند اوّل به دفع مواد شرّ و فساد ايشان گرايند و رنگ كدورت ايشان را از صغار و كبار به تيغ سياست آثار از صفحهء روزگار بزدايند تا در جوانب و اطراف اصحاب مخالفت و ارباب خلاف را معلوم گردد كه دست انتقام روزگار به زودى جزاى بدخواهان اين دولت فلكمدار را در كنار مىنهد و تيغ سياست ايّام به سرعت تمام سزاى بدكرداران اين حشمت مستدام را به خوبتر وجهى مىدهد اين دولت نه دولتى است كه بنايش بر تيشهء سعى هر فرقهء بدانديشه از پاى درآيد و اين حشمت نه حشمتى است كه تا [ 124 ] انقراض عالم ، اساس [ آن ] به مرور ليل و نهار و عبور اعوام و اعصار بفرسايد . مثنوى چه حشمت مقامى به غايت بديع * چه دولت سپهرى عجايب رفيع ز لطف ابد يافته انتظام * مصون از خلل تا به روز قيام چو شاهى كه خاصّ وى است اين اساس * ز نور نبى مىكند اقتباس به هر سو كند رو چه اصل و چه فرع * بُود مقصدش جمله ترويج شرع ز دارايى ملك و اسباب جاه * غرض اينك دين باشدش در پناه نبى نيز اگر لطف ، اگر جنگ داشت * به ترويج اسلام آهنگ داشت چو اين هر دو دولت بود توأمان * كشد تا به دامان آخر زمان قال امير المؤمنين عليه الصلاة و السّلام الى يوم القيام :